Takato

مرکز تحقیقات کاربردی و تولید بذر (تکاتو)

 

پوسیدگی اسکلروتینیایی ساقه با عامل Sclerotinia sclerotiorum (Lib.) de Bary، از بیماریهای مهم کلزا در جهان و ایران می باشد. عامل این بیماری قارچی از شاخه Ascomycota، رده Leotiomycetes، راسته Helotiales و خانواده Sclerotiniaceae می باشد. بیماری به اسامی مختلفی از جمله پوسیدگی اسکلروتینیایی، پوسیدگی سفید ساقه، کپک سفید، پوسیدگی طوقه، شانکر اسکلروتینیایی، پوسیدگی مرطوب و ... نام برده می شود.

قارچ عامل بیماری پلی فاژ و دارای دامنه میزبانی وسیع می باشد. گیاهان مختلف زراعی، سبزی و صیفی، زینتی، علوفه ای، باغی، دارویی و تعداد زیادی علفهای هرز از خانواده های مختلف گیاهی را آلوده می کند. حداقل تعداد 408 گونه گیاهی از 278 جنس و 75 خانواده به عنوان میزبان این قارچ می باشند که اغلب شامل گیاهان علفی از نهاندانگان دولپه ای می باشد و برخی از گیاهان تک لپه ای نیز میزبان قارچ می باشد. بیشترین میزبان های این بیمارگر در خانواده های Asteraceae (آفتابگردان، گلرنگ، کاهو، آهار، گل مینا و ژربرا)، Fabaceae (سویا، بادام زمینی، انواع لوبیا، باقلا، نخود، عدس و ماشک)، Brassicaceae (کلزا، شلغم، ترب، انواع کلم و خردل)، Solanaceae (گوجه فرنگی، بادمجان، سیب زمینی، توتون و فلفل) و Cucurbitaceae (خیار، کدو، خربزه و هندوانه) می باشد. در ایران روی محصولاتی از قبیل کلزا، آفتابگردان، تره، نخود، توت فرنگی، کاهو، خیار، گوجه فرنگی، بادمجان، شب بو، خیار درختی، توتون، کیوی، عدس، نخود ایرانی، گل اطلسی و درخت توت گزارش شده است. پوسیدگی اسکلروتینیایی کلزا گسترش جهانی داشته و از کشورهای مختلف دنیا از جمله چین، کانادا، هند، فرانسه، آلمان، انگلستان، ایالات متحده آمریکا، برزیل، سوئد، دانمارک، فنلاند، استرالیا، ایتالیا و ... گزارش شده است. در ایران این بیماری از اوایل توسعه کشت کلزا در کشور روی آن بروز نموده و ابتدا در سال 1378 از استان مازندران گزارش شده است. در حال حاضر این بیماری در خیلی از مناطق کشور از جمله استانهای مازندران، گلستان، گیلان، اردبیل، زنجان، خوزستان، آذربایجان غربی، قزوین و ... روی کلزا مشاهده شده است که میزان شیوع و اهمیت آن در مناطق مرطوب شمالی بیشتر می باشد. میزان آلودگی به این بیماری و خسارت آن بسته به منطقه جغرافیایی، شرایط محیطی و وضعیت مزرعه متفاوت می باشد. قارچ تولید اندامهای استراحتی به نام سختینه (اسکلروت) می کند که سبب پایداری طولانی مدت آن می گردد. این قارچ از طریق دو مکانیسم مشخص می تواند در میزبانهای مختلف ایجاد بیماری نماید. یکی از طریق جوانه زدن میسلیومی (میسلیوژنیک) اسکلروتها در خاک و تولید ریسه می باشد که با حمله به ریشه برخی میزبانها مانند آفتابگردان و هویج ایجاد پوسیدگی ریشه و طوقه و در نهایت پژمردگی می کند و در حالت دوم اسکلروتهای آن در خاک از طریق زایشی (کارپوژنیک) جوانه زده و تولید آسکوکارپ بشقابی شکل (آپوتسیوم) می کنند و آسکوسپورهای حاصله سبب ایجاد آلودگی روی اندام های هوایی میزبان های مختلف از جمله کلزا می شود، بنابراین در کلزا آلودگی به بیماری معمولا در مرحله گلدهی و توسط آسکوسپورها صورت می گیرد. زمان شروع تشکیل آپوتسیومها و آزادسازی آسکوسپورهای قارچ در استان مازندران معمولا از آذر تا بهمن ماه می باشد ولی دوره اوج ظهور آپوتسیومها در سطح خاک در اغلب سالها در اسفند ماه تا اوایل فروردین می باشد. آسکوسپورها جهت جوانه زدن و آلوده نمودن بافتهای زنده نیاز به منبع تغذیه ای دارند که گلهای ریزش نموده این نقش را ایفا می کنند. بعد از آلوده شدن برگها، قارچ از طریق رویشی و تولید میسلیوم در اندامهای مختلف گیاه توسعه پیدا کرده و در نهایت از تجمع ریسه ها اندامهای مقاوم قارچ (اسکلروتها) در بافتهای گیاه تشکیل شده و سبب پایداری قارچ می گردد. اولین علایم بیماری مدتی بعد از شروع گلدهی ابتدا به صورت لکه های کوچک خاکستری رنگ و آبسوخته روی برگها تشکیل می شود که       به تدریج لکه ها توسعه یافته و در شرایط مرطوب ریسه های سفید و  پنبه ای قارچ نیز روی لکه ها تشکیل می شود. علایم از طریق دمبرگها به شاخه ها و ساقه نفوذ نموده و لکه های سفید خاکستری رنگ در آنها ایجاد می شود که در شرایط مساعد توسعه یافته و ممکن است ریسه های سفید و پنبه ای و نیز اسکلروتهای قارچ در روی آنها تشکیل شود. علائم روی اندامهای دیگر از جمله غلافها نیز ممکن است به صورت پوسیدگی سفید و تولید اسکلروت قارچ روی آنها دیده شود. بوته های آلوده در مزرعه معمولا حالت زودرسی به خود گرفته و زودتر از بوته های سالم خشک و از دور در مزرعه نمایان است. تماس اندامهای آلوده و بیمار با بخشهای سالم گیاه در طول دوره آلودگی ممکن است سبب ایجاد آلودگی ثانوی در مزرعه و توسعه علایم بیماری گردد. در انتهای فصل اسکلروتهای قارچ داخل ساقه و طوقه کلزا تشکیل شده و در زمان برداشت داخل خاک ریخته و سبب پایداری طولانی مدت قارچ عامل بیماری می گردد. با توجه به وسعت دامنه میزبانی، قدرت بقاء زیاد اسکلروتهای قارچ در خاک، 

انتقال اسپورهای هوازاد قارچ به فواصل دورتر از طریق باد و عدم وجود رقمهای مقاوم به بیماری، جهت کنترل آن باید تلفیقی از روشهای مختلف زراعی، شیمیایی و بیولوژیکی به کار گرفته شود که رعایت مواردی از جمله تناوب طولانی مدت با گیاهان غیر میزبان، استفاده از بذور گواهی شده و عاری از اسکلروت قارچ، حذف بقایای گیاهی و مدفون نمودن آنها، غرقاب کردن خاک به مدت حدود یک ماه (تناوب با برنج)، کنترل علفهای هرز، مصرف متعادل کودهای شیمیایی و عدم کاربرد زیاد کودهای ازته، تراکم کشت مناسب، تاریخ کاشت مناسب و کاشت ارقام متحمل توصیه می شود. مبارزه شیمیایی با بیماری معمولا در مرحله  30-20 درصد گلدهی و قبل از ریزش گلبرگها صورت می گیرد که تعیین زمان دقیق سمپاشی باید بر اساس پیش آگاهی و در نظر گرفتن شرایط محیطی باشد. قارچکش های مختلفی جهت کنترل بیماری پوسیدگی اسکلروتینیایی در دنیا ثبت و استفاده شده که از جمله آنها می توان بنومیل، کاربندازیم، ایپرودیون، تیوفانات متیل، پروسیمیدون، تبوکونازول و وینکلوزولین را نام برد، در ایران بیشتر از سموم تبوکونازول (فولیکور) یک لیتر در هکتار و کاربندازیم یک کیلوگرم در هکتار استفاده می شود. بیش از 30 عامل کنترل بیولوژیک نیز روی این قارچ بیمارگر گزارش شده که در حال حاضر از ماده تجاری قارچ Coniothyrium minitansدر برخی کشورها برای کنترل اسکلروتینیا استفاده می شود.